تبليغاتX
... + عشق
























... + عشق





معرفی بازی
LADY POPULAR
LADY POPULAR یک بازی استراتژیک و تحت مرورگر است که برای جذب کردن توجه (www.ladypopular.ir) بانوی محبوب
بانوان ایجاد شده است.بازیکن می تواند به بانوی خود دستور دهد و زندگی او را اداره کند، از او او مراقبت کند و به
او آموزش دهد و او را توسعه دهد.
بازی به بازیکنان اجازه انتخاب جزئیان دقیق و ظاهر او را میدهد . صورت ها و مدل موهای مختلف، میلیون ها
ترکیب آرایشی ، دیدگاه منحصر به فرد در تمام جزییان و البته صدها مدل لباس و پوشاک.
بازی دارای یک محیط گرافیکی بسیار ساده می باشد. همچنین یک مشاور در مورد مدل وجود دارد که شما در موارد
ابتدایی و گزینه های بازی راهنمایی خواهد کرد. اینکه بانوی شما محبوب ترین و باهوش ترین شود، فقط به شما
بستگی دارد.
در بازی بانوی محبوب ما تلاش کردیم بیشترین امنیت را برای بازیکنان فراهم کنیم. برای فرزندان شما ،ما بازی محدود
شده را فراهم کردیم تا جلوی تثیرات منفی بازی را بگیریم.
نحوه ثبت نام در بازی بانوی محبوب


برای ورود به صفحه ثبت نام بازی از یکی از دولینک زیر استفاده کنید

لینک های ورود به بازی بانوی محبوب

http://2bg.ladypopular.com

http://bbgsite.ladypopular.com

 

با ورود از طریق یکی از دو لینک فوق با چنین صفحه ای روبرو میشوید




در این صفحه شما باید USERNAME  که همان نام کاربری شماست یعنی نامی که با ان وارد بازی میشوید که باید نام کاربری خودتون

رو در کادری که بالای اون فلش زرد هست بنویسید

به خاطر داشته باشید

نام کاربریتونو هر چی میگذارین آندرلاین آی آر فراموش نشه. حتما تاکید کنید نام کاربریشون(USER NAME ) آندرلاین آی آر داشته باشه .

مثلا : اگر نام کاربری شما banu  است در قسمت سوزرنیم باید آن را حتما به صورت زیر بنویسید

banu_ir

در قسمت پسورد که با فلش قرمز مشخص شده باید رمز عبرو خود رو به دلخواه بنویسید

امروزه بازی LADY POPULAR توانسته توجه شمار زیادی از افراد را بخود جلب کنه

اگر دنبال یک سرگرمی برای اوقات فراغت خود میگردید این بازی محبوب و پرمخاطب بهترین گزینه برای شماست.

برای آشنایی بیشتر با بازی بانوی محبوب میتوانید به سایت راهنمای این بازی مراجعه کنید

http://help.xs-software.com/online/games/ladypopular/2/ir/game.html
نوشته شده در جمعه نوزدهم فروردین 1390ساعت 23:48 توسط سعید | |

آرزوی من اینست در سپیده ای شفاف
در دلت شوم مهمان , بک سپیده بی انصاف

آرزوی من اینست توی عصر طوفانی
قانعم کنی جوری که همیشه می مانی

آرزوی من اینست که تو مال من باشی
غیر ممکن ممکن , تو محال من باشی

آرزوی من اینست با دو بال جادویی
روی چشم تو باشم مثل نور لیموئی

آرزوی من اینست بین این همه انسان
نیت تو من باشم توی فال با فنجان

آرزوی من اینست که دو روز طولانی
در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه
سر پناه من باشی لحظه ی تر گریه

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست عشق تو کمم باشد
اسم تو فقط زخمی رو مرهمم باشد

آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست که تو ساز من باشی
من نیاز تو باشم , تو نیاز من باشی

آرزوی من اینست هستی تو من باشم
لحظه های هشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم تا سحر لب دریا

آرزوی من اینست در تولدی دوم
مثل مه شوم در تو با همه وجودم گم

آرزوی من اینست از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن , اوج آرزویی تو

نوشته شده در جمعه بیستم اسفند 1389ساعت 20:37 توسط سعید | |

وقت رفتن نمیخوام ببینمت

میدونم ببینمت کم میارم

اگه یک لحظه فقط نگام کنی

دلم و پشت سرم جا میذارم

اگه خونسر نگام به دل نگیر

دل تو یه روز ازم خسته میشه

اگه اسممو فقط صدا کنی

راه رفتن تو دلم بسته میشه

وقت رفتن نابید گریه کنی

اینجوری دلم واست تنگ نمیشه

میدونم هرجای دنیا که باشی

تو دلم عشق تو کمرنگ نمیشه

اگه خونسرد نگام به دل نگیر

دل تو یه روز ازم خسته میشه

اگه اسمم و فقط صدا کنی

راه رفتن تو دلم بسته میشه

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آذر 1389ساعت 17:27 توسط سعید | |

قسم میدم

تورو به این اشکایی که میریزن

حلقه ای که دادم بهت

پسش نده عزیزم

باشه میخوای بری برو

اینم اجازه منه

اول ولی پاتو بذار اینم جنازه منه

خدا جوووون

من آروم نمیگیریم

یه کاری کن بمیرم

یا دستاشو بگیرم

تموم دلخوشیم بود

تنهام گذاشت چقدر زود

از این زندگی سیرم

عاشق کشی کردی گلم

برو بذار بمیرم

شاید که اون دنیا بشه

دست تورو بگیرم

خدا جوووون

من آروم نمیگیریم

یه کاری کن بمیرم

یا دستاشو بگیرم

نوشته شده در جمعه چهاردهم آبان 1389ساعت 16:21 توسط سعید | |

تو رو هر روز میبینم

با اینکه رفتی از پیشم

من دیوونه بی چشمات

دارم دیوونه تر میشم

هنوز امیدوارم که

تو برگردی به این خونه

به شوق دیدنت خونه

تا برگردی چراغونه

صدات کردم که برگردی

همه گفتند که دیوونست

اره دیوونه بودم که هنوز عکست تو این خونست

چراغ خونه خاموشه

تموم شب تاریکه

منو باش فکر میکردم ته قصه رو مانتیکه

دیگه این آخر قصه است

محاله دیگه برگردی

فقط ای کاش میگفتی

چرا تنها سفر کردی

صدات کردم که برگردی

همه گفتند که دیووننست

اره دیوونه بودم که هنوز عکست تو این خونست

چراغ این خونه خاموشه

تموم شب تاریکه

من و باش فکر میکردم ته قصه رومانتیکه

نوشته شده در دوشنبه دهم آبان 1389ساعت 19:41 توسط سعید | |

همیشه روش نمیشد

این عاشق خجالتی

همیشه از پشت شیشه

می دید تورو  یواشکی

لحضه ها رو می شمرد

تا که دوباره رد بشی

رد بشی با این نگاهت دل و آسون بکشی

انتظار میکشیدم صدای پاتو بشنوم

منتظر بودم بیای و عکست و بازم بکشم

دست و پام و گم میکردم

بند می ومد زبونم

هر وقت که می خواستم بگم تویی وجودم

یه روزی جرئت دادم به این دلم

بیام و بهت بگم دوست دارم

اما تا اومدم پشت پنجره

دستاتو دیدم توی دست دیگه

چشم انتظاری بسه دیگه

بی قراری فهمیدم بسه دیگه

از خدا خواستم خراب شه آسمونم

تا از این دنیا برم دل بکنم

آخه اونی که منو تنها گذاشت

قلب این عشقو تو این دنیا نداشت

ای خدا اون منو پشت سر گذاشت

عشق شیشه ای آره فایده نداشت

نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت 20:15 توسط سعید | |

                       خواستم تنهایی رامعنی کنم

            اولین کاری که کردم به خودم نگاهی کردم

                                وبه دور و برم

              خودم راتنهای تنها کناردرختی خشک ودریادیدم

                             فهمیدم تنهایی یعنی

                        خودت باشی و خدایت

                                 خودت باشی ودل شکسته ات

                     خودت باشی ویک دنیاحسرت

                               خودت باشی واشکهای پشیمانی ات

نوشته شده در شنبه هشتم آبان 1389ساعت 19:39 توسط سعید | |

Design By : Night Melody